صداي حرم ...
به نام آفریدگار
برای خورشید خورشیدها ...
( از نوشته های یه کم قدیمی طبق قولم برای آشنایی دوستای خوبم )
پر است گوش دلم باز از صداي حرم
صداي پنجره فولاد دار پاي حرم
دوباره فرصت يك كاسه آب دارم من
كه تا دوباره بگردم رواقهاي حرم
چقدر دور شدم از تو اي دل غافل
غريبه است تو گويي كه جاي جاي حرم
سكوت برد مرا از صداي شيرينت
كه من غريبه شدم باز با نواي حرم
دلم پر است به جان نگاه پر مهرت
كه اوفتاده دوباره به دست و پاي حرم
ز چلچراغ حرم يك چراغ سهم من است
مگر كه باز بيابم تو را خداي حرم
اگر چراغ دهي نذر تو شبي بي كفش
روم ز مكه چشم تو تا مناي حرم
مي آيم و به دل شاد مي نشينم در
اميدوار اجابت ترين دعاي حرم
و دست توست كه بر روي شانه ام گويد:
خوش آمدي به حرم خانه ، آشناي حرم...!
یا علی مدد
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر ۱۳۸۷ ساعت توسط حامد اهور
|
به نام آفریدگار