فدك چيست و اختلاف حضرت زهرا سلام ا... عليها با حكومت‏بر سر فدك چگونه بود؟

 

فدك چيست؟

 

الف) موقعيت جغرافيايى فدك

فدك دهكده‏اى در شمال مدينه بود كه تا آن شهر دو يا سه روز راه فاصله داشت . (1) اين دهكده در شرق خيبر و در حدود هشت فرسنگى (2) آن واقع بود و ساكنانش همگى يهودى شمرده مى‏شدند . امروزه فاصله خيبر تا مدينه را حدود 120 يا 160 كيلومتر ذكر مى‏كنند . (3)

 

ب) فدك و رسول خدا صلی ا... علیه و آله

در سال هفتم هجرت، پيامبر خدا صلی ا... علیه و آله براى سركوبى يهوديان خيبر كه علاوه بر پناه دادن به يهوديان توطئه‏گر رانده شده، از مدينه به توطئه و تحريك قبايل مختلف عليه اسلام مشغول بودند، سپاهى به آن سمت گسيل داشت و پس از چند روز محاصره دژهاى آن راتصرف كرد .

پس از پيروزى كامل سپاه اسلام - با آن كه اختيار اموال و جان‏هاى شكست‏خوردگان همگى در دست پيامبر صلی ا... علیه و آله قرار داشت - رسول خدا صلی ا... علیه و آله با بزرگوارى تمام، پيشنهاد آنان را پذيرفت و به آن‏ها اجازه داد نصف خيبر را در اختيار داشته باشند و نصف ديگر از آن مسلمانان باشد . بدين ترتيب، يهوديان در سرزمين خود باقى ماندند تا هر ساله نصف درآمد خيبر را به مدينه ارسال دارند

با شنيدن خبر پيروزى سپاه اسلام، فدكيان كه خود را همدست‏خيبريان مى‏ديدند، به هراس افتادند; اما وقتى خبر برخورد بزرگوارانه پيامبر صلی ا... علیه و آله با خيبريان را شنيدند، شادمان شدند و از رسول خدا صلی ا... علیه و آله خواستند با آنان همانند خيبريان رفتار كند . پيامبر خدا صلی ا... علیه و آله اين درخواست را پذيرفت . (4)

 

ج) تفاوت فقهى حكم خيبر و فدك

رفتار رسول خدا درباره فدك و خيبر يكسان مى‏نمايد; ولى اين دو سرزمين حكم همسان ندارند . مناطقى كه به دست مسلمانان تسخير مى‏شود، دو گونه است:

1 . مكان‏هاى كه با جنگ و نيروى نظامى گشوده مى‏شود . اين سرزمين‏ها كه در اصطلاح «مفتوح العنوة‏» (گشوده شده با قهر و سلطه) خوانده مى‏شود، به منظور تقدير از تلاش جنگجويان مسلمان در اختيار مسلمانان قرار مى‏گيرد و رهبر جامعه اسلامى چگونگى تقسيم يا بهره‏بردارى از آن را مشخص مى‏سازد . (5) منطقه خيبر، جز دو دژ آن به نامه‏هاى «وطيح‏» و «سلالم‏» ، (6) اين گونه بود .

2 . مكان هايى كه با صلح گشوده مى‏شود; يعنى مردم منطقه‏اى با پيمان صلح خود را تسليم مى‏كنند و دروازه‏هاى خود را به روى مسلمانان مى‏گشايند . قرآن كريم اختيار اين نوع سرزمين‏ها را تنها به رسول خدا صلی ا... علیه و آله سپرده است (7) و مسلمانان در آن هيچ حقى ندارند .

فدك و دو دژپيش گفته خيبر اين گونه فتح شد . بنابراين، ملك رسول خدا صلی ا... علیه و آله گشت . طبرى مورخ بزرگ مى‏گويد: «و كانت فدك خالصة لرسول الله صلی ا... علیه و آله لانهم لم يجلبوا عليها بخيل و لا ركاب; (8) فدك ملك خالص پيامبر خدا صلی ا... علیه و آله بود . زيرا مسلمانان آن را با سواره نظام و پياده نظام نگشودند .»

 

د) ارزش اقتصادى فدك

درباره ارزش اقتصادى فدك بسيار سخن گفته‏اند . برخى از منابع شيعى درآمد ساليانه آن را بين بيست و چهار هزار تا هفتاد هزار دينار نوشته‏اند (9) و برخى ديگر، نصف در آمد ساليانه آن را 24هزار دينار نگاشته‏اند . ابن ابى الحديد معتزلى (10) از يكى از متكلمان امامى مذهب چنان نقل مى‏كند كه ارزش درختان خرماى اين ناحيه با ارزش درختان خرماى شهر كوفه در قرن هفتم برابر بود . (11)

به نظر مى‏رسد مى‏توان تا حدودى ارزش واقعى اقتصادى آن را از يك گزارش تاريخى زمان خلافت عمربن خطاب دريافت . وقتى خليفه دوم تصميم گرفت فدكيان يهودى را از شبه جزيره عربستان اخراج كند، دستور داد نصف فدك را كه سهم آنان بود، از نظر زمين و درختان و ميوه‏ها قيمت گذارى كنند . كارشناسان ارزش آن را پنجاه هزار درهم تعيين كردند و عمر با پرداخت اين مبلغ به يهوديان فدك، آن‏ها را از عربستان بيرون راند . (12)

بنابراين، مى‏توان ارزش اقتصادى فدك در زمان رسول خدا صلی ا... علیه و آله و ابوبكر را چيزى نزديك به اين مقدار دانست .

 

اختلاف حضرت زهرا سلام ا... عليهابا حكومت‏بر سر فدك چگونه بود؟

گزارش‏هاى منابع شيعى و سنى نشان مى‏دهد حضرت زهرا سلام ا... عليهاو حكومت هر يك دو ادعا درباره فدك داشتند .

 

الف) ادعاهاى حضرت زهرا سلام ا... عليها

چنان كه نزد شيعيان مشهور است، حضرت زهرا سلام ا... عليهافدك را ملك خود مى‏دانست و براى اثبات مالكيت‏خود دو راه را به صورت طولى پيمود; يعنى وقتى از راه اول نتيجه نگرفت‏سراغ راه دوم رفت . (13) اين دو راه عبارت است از بخشش و ارث .

1 . بخشش (نحله)

عمده منابع شيعى و نيز منابع متعدد اهل سنت اين نكته را بيان مى‏كنند كه نيمى از فدك در سال هفتم هجرى به ملكيت‏شخص پيامبر اكرم صلی ا... علیه و آله درآمد و پيامبر صلی ا... علیه و آله - طبق آيه «و آت ذالقربى حقه; (14) حق خويشان خود را بپرداز» - آن را به حضرت فاطمه زهرا سلام ا... عليهابخشيد . (15)

حضرت فاطمه سلام ا... عليهاپس از پيامبر اكرم صلی ا... علیه و آله براى اثبات اين ادعا حضرت على علیه السلامو ام ايمن را گواه قرار داد . حكومت‏سخن حضرت زهرا سلام ا... عليهارا نپذيرفت و بااين بهانه كه اولا حضرت على علیه السلامدر اين گواهى صاحب نفع است و ثانيا - حتى اگر شهادت على علیه السلامپذيرفته شود - در اثبات امور مالى گواهى دو مرد يا يك مرد و دو زن لازم است، گواهى امام على علیه السلامو ام ايمن را رد كرد . (16)

نقد راى دستگاه خلافت

كردار حكومت از نظر قوانين و سنت اسلامى مردود است; زيرا:

1 . در آن زمان فدك در دست‏حضرت فاطمه سلام ا... عليهابود . در آيين دادرسى پيامبر اكرم صلی ا... علیه و آله - البينة على المدعى و اليمين على من انكر شاهد آوردن وظيفه مدعى و سوگند خوردن وظيفه منكر است . پس حضرت منكر به شمار مى‏آمد و بايد سوگند مى‏خورد ديگرى در اين ملك حقى ندارد .

2 . با توجه به آيه تطهير (17) كه مفسران شيعه و سنى شان نزول آن را درباره اهل بيت پيامبر اكرم صلی ا... علیه و آله مى‏دانند، (18) اهل بيت آن حضرت علیه السلاماز هر گونه رجس و پليدى دورند; و بديهى است كه مصداق اين آيه نمى‏تواند ادعاى نادرست مطرح كند .

3 . محدثان شيعه و سنى بر اين نكته اتفاق دارند كه پيامبر اكرم صلی ا... علیه و آله درباره حضرت فاطمه زهرا سلام ا... عليهافرمود: «ان الله يغضب لغضبها و يرضى لرضاها; (19) خداوند براى خشم فاطمه خشمگين و براى خشنودى‏اش خشنود مى‏شود .» اين جمله كه حكومتگران نيز آن را شنيده بودند، نشان مى‏دهد فاطمه سلام ا... عليهادر همه شؤون زندگانى‏اش جز در مسير خداوند گام بر نمى‏دارد و بى‏ترديد چنين فردى هرگز ادعاى دروغ بر زبان نمى‏راند .

4 . شاهد ادعاهاى حضرت زهرا سلام ا... عليهاشخصيتى مانند على علیه السلاماست كه با آياتى چون «آيه ولايت‏» (20) و آيه تطهير تاييد گرديده و در آيه مباهله به منزله نفس پيامبر صلی ا... علیه و آله مطرح شده است . (21) افزون بر اين، با بيش‏ترين تاييدات از سوى پيامبر صلی ا... علیه و آله روبه‏رو است . تنها حديث «على مع الحق و الحق مع على يدور حيث مادار; (22) على با حق است و حق با على است و حق بر محور على مى‏گردد .» براى اثبات درستى گفتار و كردارش كافى است .

اين روايات در جامعه آن روز شايع بود و مسلما حكومتگران با آن‏ها آشنا بودند . بى‏ترديد رد كردن شهادت چنين گواهى نشان دهنده بى‏اعتنايى به آيات و روايات و يا دست‏كم نا آگاهى از آن‏ها است . راستى آيا روا است تصور كنيم شخصيتى كه از آغاز اسلام همه هستى‏اش را خالصانه در طبق اخلاق گذاشته و به درگاه خداوند پيشكش كرده است، بخواهد به سود همسرش گواهى دهد .

آيا مى‏توان كسى را كه در طول زندگانى‏اش از دنيا به حداقل اكتفا و اموال خود را عمدتا وقف كرده است، به دنياطلبى و گواهى دروغين متهم كرد؟

5 . در ميان اصحاب پيامبر خدا صلی ا... علیه و آله به نام خزيمة بن ثابت مى‏خوريم كه به جهت‏شدت ايمانش پيامبر صلی ا... علیه و آله او را به لقب «ذوالشهادتين‏» مفتخر كرد و گواهى‏اش را با گواهى دو شاهد برابر شمرد . (23)

اگر پيامبر صلی ا... علیه و آله شهادت چنين شخصى را در همه موارد با گواهى دو شاهد برابر دانست، چرا حاكم پس از او نمى‏تواند گواهى حضرت على علیه السلامرا كه به مراتب از «خزيمه‏» برتر است، با شهادت دو شاهد برابر بداند؟

6 . به گواهى حكومتگران، پيامبر خدا صلی ا... علیه و آله «ام ايمن‏» را زن بهشتى معرفى كرد (24) واضح است چنين شخصيتى هيچ‏گاه گواهى دروغ نمى‏دهد .

در اين جا از نظر تاريخى پرسشى اساسى رخ مى‏نمايد: به راستى اگر پيامبر اكرم صلی ا... علیه و آله فدك را به حضرت فاطمه سلام ا... عليهابخشيده بود، چرا آن حضرت سلام ا... عليهانتوانست‏شاهدان بيش‏تر بياورد، با آن كه از نظر زمان حدود چهار سال (7 - 11ه) فدك در اختيار وى قرار داشت؟

در پاسخ به اين پرسش بايد ياد آور شد:

1 . گزارش‏هاى اين واقعه نشان مى‏دهد اين بخشش درون خانوادگى بوده و پيامبر صلی ا... علیه و آله صلاح نديد آن را آشكارا براى مردم اعلام كند . حضرت صلی ا... علیه و آله تنها افراد بسيار نزديك را بر اين امر گواه گرفت و حتى مصلحت نديد افرادى مانند عباس (عموى رسول خدا) و همسرانش را شاهد اين بخش قرار دهد .

مصالح اين امر را مى‏توان امورى چون متهم شدن به ترجيح خانواده، حسادت‏هاى درون خانوادگى يا بالا رفتن سطح توقع بعضى از همسران دانست .

2 . ممكن است جمعى از شاهدان، با توجه به حاكميت وقت، از شهامت لازم براى گواهى دادن بى‏بهره بودند; چنان كه اكثريت جامعه آن روز از ابراز نص غدير خم خوددارى مى‏كردند .

3 . گزارش‏هاى اين واقعه نشان مى‏دهد حضرت فاطمه زهرا سلام ا... عليهادر زمان حيات پدر بزرگوارش - با توجه به اين كه در آمد فدك بسيار فراتر از نيازهايش بود، نياز جامعه مسلمان آن روز و عدم امكان حضور فعال حضرتش در تدبير اقتصادى آن سامان - اختيار آن را كلا به پدر واگذار كرد تا خود هر گونه صلاح مى‏داند مازاد درآمد آن را مصرف كند . با اين واگذارى بسيارى چنان پنداشتند كه تصرفات پيامبر صلی ا... علیه و آله در فدك تصرفاتى حاكمانه و به عنوان رهبر جامعه مسلمانان است، در حالى كه در واقع آن حضرت صلی ا... علیه و آله همه اين امور را به نحو وكالت تام الاختيار از جانب دختر گرانقدرش انجام مى‏داد . (25)

2 . ارث

پس از آن كه حكومت‏شهادت گواهان حضرت سلام ا... عليهارا نپذيرفت، حضرت زهرا سلام ا... عليهااز راه ديگر وارد شد و از حكومت‏خواست ميراث پدرش را كه فدك نيز بخشى از آن است، (26) به او واگذار كند و در اين مورد به نص آيه قرآن درباره ارث متمسك شد: «يوصيكم الله فى الولادكم للذكر مثل حظ الانثيين . . . ; (27) خداوند به شمار درباره [ارث] فرزندانتان سفارش مى‏كند كه سهم پسر دو برابر دختر است . . . .»

ظاهر اين آيه عام است و انبيا و غير انبيا را شامل مى‏شود . ابوبكر در برابر اين آيه چنان استدلال كرد كه انبيا از خود ارث باقى نمى‏گذارند . حضرت زهرا سلام ا... عليهافرمود: چگونه است كه هر گاه تو درگذشتى فرزندانت از تو ارث مى‏برند; اما ما از رسول خدا صلی ا... علیه و آله ارث نمى‏بريم؟ ! (28) آن گاه به آيات ديگر قرآن كه در موارد مختلف از ارث پيامبران گذشته سخن به ميان آورده است، تمسك جست; مانند آيه ششم سوره مريم و آيه شانزدهم سوره نمل . در آيه ششم سوره مريم، حضرت زكريا بيان مى‏دارد كه «خداوندا، من از خويشانم كه پس از من وارثانم خواهند شد، بيمناكم . . . پس فرزندى به من عطا كن كه از من و آل يعقوب ارث برد .» (29) در آيه شانزدهم سوره نمل از ارث بردن سليمان پيامبر، از پدرش داوود پيامبر سخن به ميان آمده است . (30) سؤالى كه در اين جا به ذهن مى‏رسد، آن است كه اگر حضرت زهرا سلام ا... عليهامى‏توانست فدك را از طريق ارث به دست‏بياورد، بايد مى‏دانست پيامبراكرم صلی ا... علیه و آله وارثان شرعى ديگرى به عنوان همسران دارد و فدك تنها از آن حضرت سلام ا... عليهانمى‏گشت . پس چرا از ابوبكر مى‏خواهد تمام فدك را از طريق ارث به او واگذار كند؟

در پاسخ بايد گفت:

1 . حضرت سلام ا... عليهاتمام فدك را شرعا از آن خود مى‏دانست و چون ادعاى بخشش او را نپذيرفتند، به ادعاى ارث متوسل شد .

2 . اگر آن را از راه ارث به او مى‏دادند، در اين هنگام طبق قانون ارث اسلام تنها 8/1 آن ميان تمام همسران پيامبر صلی ا... علیه و آله تقسيم مى‏شد (31) و 8/7 آن به حضرت مى‏رسيد . بنابراين، طبيعى مى‏نمود كه حضرت به جهت فراوانى سهمش ادعاى خود را در ظاهر به صورت كلى بيان دارد

ب) ادعاهاى حكومت!

حكومت در مقابل حضرت سلام ا... عليهاعمدتا دو ادعا مطرح كرد:

1 . صدقه بودن فدك

معناى اين عبارت آن است كه پيامبر اكرم صلی ا... علیه و آله فدك را به كسى نبخشيد و با آن به گونه صدقه جاريه برخورد كرد; يعنى رسول خدا صلی ا... علیه و آله از درآمد فدك زندگانى شخصى حضرت فاطمه زهرا سلام ا... عليهاو ديگر بنى‏هاشم را تامين مى‏كرد و مازاد آن را در راه خدا به مصرف مى‏رساند . (32)

از آن جا كه ابوبكر خود را جانشين مشروع پيامبر اكرم صلی ا... علیه و آله مى‏دانست، مى‏خواست‏با در اختيار گرفتن فدك، اين مشروعيت ادعايى را براى همگان به اثبات برساند و چنان اعتقاد داشت كه چشم پوشى از اين زمين نوعى خلل در مشروعيت‏حكومتش پديد مى‏آورد .

اين ادعا با چالش‏هاى زير روبه‏رو است:

1 . ظاهر آيه هفتم سوره حشر كه قبلا به آن اشاره شد، آن است كه اين سرزمين از سوى خداوند ملك پيامبر اكرم صلی ا... علیه و آله قرار گرفت .

2 . روايات شيعه و سنى بر اين نكته تصريح دارند كه بانزول آيه «و آت ذالقربى حقه‏» پيامبر اكرم صلی ا... علیه و آله اين زمين را به صورت بخشش به فاطمه زهرا سلام ا... عليهاواگذار كرد . جالب آن است در آيه از حق ذالقربى (خويشان نزديك) سخن به ميان آمده و آن را حق ايشان دانسته است . (33)

3 . حتى اگر ظاهر رفتار پيامبر صلی ا... علیه و آله چيزى غير از ملكيت و عدم بخشش را نشان دهد، وقتى شخصيتى مانند حضرت فاطمه سلام ا... عليهابه همراه شاهدانى چون حضرت على علیه السلامو ام ايمن ادعاى بخشش مى‏كنند بايد ادعاى آن‏ها بر ظاهر رفتار پيامبر مقدم شود .

4 . حتى اگر بپذيريم اين ملك در زمان پيامبر اكرم صلی ا... علیه و آله صدقه بود، لزوما معناى آن اين نيست كه حكومت جانشين پيامبر اكرم صلی ا... علیه و آله سرپرست اين صدقه خواهد بود; زيرا ممكن است آن را صدقه‏اى خانوادگى و در اصطلاح نوعى وقف خاص بدانيم كه متولى آن افرادى از خود آن خاندانند .

چنان كه طبق بعضى از گزارش‏هاى اهل سنت، عمر در زمان حكومت‏خود فدك را به حضرت على علیه السلامو عباس واگذار كرد تا خود در ميان خود همانند پيامبر اكرم صلی ا... علیه و آله با اين سرزمين رفتار كنند . (34)

5 . حتى اگر تصرفات پيامبر اكرم صلی ا... علیه و آله راتصرفاتى حاكمانه بدانيم و معتقد باشيم آن حضرت به عنوان حاكم مسلمانان سرپرستى اين ملك را به عهده گرفت، بايد توجه داشت در آن زمان مهم‏ترين چالش ميان حكومت و اهل بيت علیه السلاممشروعيت‏حكومت‏بود كه اهل بيت علیه السلامآن را طبق نصوص پيامبر اكرم صلی ا... علیه و آله نمى‏پذيرفتند . در اين موقعيت، بديهى بود زير بار لوازم اين مشروعيت نيز نروند و به عهده گرفتن سرپرستى فدك از سوى حكومت را نپذيرند .

2 . حديث نفى ارث پيامبران

منظور از اين حديث، روايتى است كه ابوبكر آن را از پيامبر اكرم صلی ا... علیه و آله چنين نقل كرد: «انا معاشر الانبياء لانورث ما تركناه صدقة; (35) ما جماعت پيامبران از خود ارث باقى نمى‏گذاريم . هر چه از ما ماند، صدقه است‏»

درباره اين حديث‏بايد يادآور شد:

1 . تا آن زمان اين حديث را جز ابوبكر هيچ كس نشنيده بود . بسيارى از محدثان نيز بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه راوى اين حديث تنها ابوبكر بود . البته بعدها پشتيبانانى چون مالك بن اوس يافت و در دهه‏هاى بعد عمر، زبير، طلحه و عايشه نيز در شمار مؤيدان آن جاى گرفتند . (36)

2 . ابوبكر با نقل اين حديث ناقل سخن پيامبر اكرم صلی ا... علیه و آله بود و در طرف مقابل، حضرت فاطمه سلام ا... عليهاو حضرت على علیه السلامو ام ايمن ناقل سخن و كردار پيامبر اكرم صلی ا... علیه و آله مبنى بر بخشش فدك بودند . بديهى است‏باتوجه به فزونى شمار ناقلان در اين سمت و نيز شخصيت آن‏ها كه بيش‏ترين تاييدات را از سوى پيامبر اكرم صلی ا... علیه و آله دارايند، بايد قول آن‏ها بر قول ابوبكر مقدم شود .

3 . اين حديث‏با آيات متعددى از قرآن كه در آن ميراث انبيا مطرح شده است، منافات دارد و بديهى است نمى‏توان تنها با يك حديث در مقابل اين آيات صريح ايستادگى كرد .

4 . اگر طبق اين حديث معتقد شويم پيامبر اكرم صلی ا... علیه و آله هيچ گونه مالى به ارث نگذاشت، چگونه است كه طبق نقل اهل نت‏بعضى از اموال آن حضرت صلی ا... علیه و آله مانند وسايل شخصى و نيز حجره‏هاى آن حضرت صلی ا... علیه و آله به ارث مى‏رسيد . (37)

پى‏نوشت:

1 . معجم‏البلدان، ياقوت حمومى، ج‏5و6، ص‏417 .

2 . دانشنامه امام على علیه السلام ، ج‏8، ص‏355 (مقاله فدك) .

3 . همان، ص‏351 .

4 . تاريخ الطبرى، محمدبن جرير طبرى، ج‏2، ص‏302و303; فتوح البلدان، ابوالحسن بلاذرى، ص‏42; السقيفة و فدك، ابوبكر احمدبن عبدالعزيز جوهرى، ص‏97 .

5 . الاحكام السلطانية، ابوالحسن ماوردى، ص‏139 .

6 . تاريخ الطبرى، ج‏2، ص‏302 .

7 . حشر (59) : 6 .

8 . تاريخ الطبرى، ج‏2، ص‏302 .

9 . بحارالانوار، مجلسى، ج‏29، ص‏123 .

10 . همان، ص‏116 .

11 . شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج‏16، ص‏236 .

12 . السقيفة و فدك، ص‏98 .

13 . النص و الاجتهاد، سيد عبدالحسين شرف الدين، ص‏61 .

14 . اسرا (17) 26 .

15 . شرح نهج البلاغه، ج‏16، ص‏268و275 .

16 . همان، ص‏214و220; فتوح البلدان . ص‏44 .

17 . احزاب (33) : 33 .

18 . فدك فى التاريخ، شهيد سيدمحمدباقر صدر، ص‏189 .

19 . براى اطلاع از مصادر اين حديث در كتب اهل سنت مراجعه شود به: فدك فى التاريخ، ص‏118 .

20 . مائده (5) : 55 .

21 . آل عمران (3) : 61 .

22 . موسوعة الامام على‏بن‏ابى‏طالب علیه السلام، ج‏2، ص‏237 - 243 .

23 . شرح نهج البلاغه، ج‏16، ص‏273 .

24 . الاحتجاج، طبرسى، ج‏1، ص‏121 .

25 . شهيد صدر احتمالاتى چون دورى فدك از مدينه و امكان عدم اطلاع مدنيان و نيز احتمال كشته شدن شاهدان ا حتمالى را ابراز مى‏دارد . (فدك فى‏التاريخ، ص‏187) .

26 . شرح نهج البلاغه، ج‏16، ص‏217 .

27 . نساء (4) : 11 .

28 . شرح نهج البلاغه، ج‏16، ص‏218و251 .

29 . واضح است، با توجه به بيمناكى حضرت زكريا از وارثان فعلى خود، مراد او از ارث در اين جا ارث در امور مالى است نه ارث نبوت و حكمت كه اين دو قابل ارث نيستند و خدا به هر كس بخواهد عطا مى‏كند .

30 . الاحتجاج، طبرسى، ج‏1، ص‏144 .

31 . نساء (4) : 12 .

32 . شرح نهج‏البلاغه، ج‏16، ص‏216و219و225 .

33 . همان، ص‏268و275 .

34 . همان، ص‏221 - 223 .

35 . همان، ص‏218 .

36 . همان، ص‏221 - 227 .

37 . فدك فى التاريخ، ص‏149 .

نعمت‏الله صفرى فروشانى/ دكتراى تاريخ